مديرعامل باشگاه استقلال گفت: هدف ما قهرماني آسيا است كه در اين مسير قهرماني ليگ و جام حذفي را در پيش رو داريم.
تمرين تيم فوتبال استقلال تهران در حالي از ساعت 17:30 در ورزشگاه دستگردي تهران برگزار شد كه واعظ آشتياني و علي انصاري، عضو هيات مديره استقلال با حضور در تمرين به معرفي اعضاي كادر فني تيم پرداختند.
مسعود معيني يكي از اعضاي كميته فني استقلال با حضور در ورزشگاه دستگردي تمرين اين تيم را تماشا كرد.
خسرو حيدري و وحيد طالب لو دو بازيكن استقلال اولين تمرين خود را برگزار كردند.
روته مولر و راينر كرافت دو عضو آلماني كادرفني استقلال نيز در ورزشگاه دستگردي حضور داشتند.
با هماهنگي هادي شكوري دروازه بان سابق تيم العربي قطر در تمرين تيم استقلال شركت كرد.
در ابتداي تمرين واعظ آشتياني، مديرعامل استقلال همه بازيكنان را دور هم جمع و اعضاي كادر فني و سايرين را به آنها معرفي كرد.
حدود 100 تماشاگر به تشويق تيم استقلال پرداختند.
در ابتدای این مراسم واعظ آشتیانی گفت: ما ميتوانيم با رقابتي سالم به نتيجه برسيم. جمعي كه داريم انصافا انسانهاي فرهيختهاي هستند.
آشتياني سپس به معرفي تك تك اعضاي تيم استقلال و سمت آنها پرداخت و با تقدير از صمد مرفاوي سرمربي اين تيم گفت: اين مربي چه در زمان بازيگري و چه در زمان مربيگري به لحاظ اخلاقي بينظير بوده و در صداقت ايشان هيچ شكي وجود ندارد. به دانش فني ايشان اطمينان دارم و آقاي روته مولر نيز شهادت ميدهند كه ايشان شاگرد خوبي بودهاندد ما مرفاوي را با توجه به صداقتش به عنوان سرمربي انتخاب كرديم چون او به دنبال اسطورهپروري و شهرتطلبي نيستد حال اين مردم هستند كه تشخيص ميدهند كه مرفاوي چقدر به اين حرف ها نزديك است.
سپس آشتياني مسئوليت غلامحسين مظلومي براي بازيكنان را تشريح كرد و گفت: افتخار ميكنم كه در كنار چنين اساتيدي چون غلامحسين مظلومي و دكتر منتظري كار ميكنم. ضمن اينكه محمد حيراني به عنوان مدير روابط عمومي استقلال مشغول به كار هستند و از زحمات محمد نوري فرد در يك سال گذشته تشكر ميكنم.
در ادامه آشتياني محمود بابايي را به عنوان مشاور خود به ساير اعضا معرفي كرد.
مديرعامل استقلال در ادامه صحبتهايش در جمع گفت: مقدم جديد بازيكنان استقلال از جمله عنايتي، سيدمهدي سيدصالحي، محمد محمدي، كيانوش رحمتي، امير حسين صادقيو حنيف عمران زاده را گرامي ميدارم و به آنها خوشامد ميگويم.
وي تاكيد مرد: به اين دليل خواستم خبرنگاران در اين گفت و گوي خودماني حضور داشته باشند كه آنها هم بدانند از اين پس هيچ خبرگزاري و روزنامهاي به صورت تلفني حق مصاحبه با بازيكنان استقلال را ندارد. تا حالا هم هر كسي مصاحبه انجام داده ايرادي ندارد اما تاكيد ميكنم از اين پس مصاحبه با بازيكنان استقلال تنها با هماهنگي با روابط عمومي باشگاه استقلال صورت پذيرد. در همين ورزشگاه دستگردي اتاقي به نام اتاق كنفرانس تدارك ديده شده و خبرنگاران ميتوانند با حضور بازيكن مورد نظر مدير روابط عمومي باشگاه استقلال مصاحبه خود را انجام دهد.
آشتياني يادآور شد: هدف ما از اين كار اين است كه سوءتفاهمي بين مطبوعات و رسانهها و باشگاه استقلال ايجاد نشود و ما نيز بيجهت مطبوعات و خبرگزاريهاي مختلف را متهم به دروغنويسي نكنيم. اين حركت در تمام تيمهاي حرفهاي دنيا وجود دارد و ما خواستيم با اين كار نظمي خاص به روند رسانهاي تيممان داشته باشيم.
وي در ادامه گفت: از سرمربي و كادر فني ميخواهم در نهايت صداقتي كه دارند انصاف را رعايت كنند. معتقدم هر كس حتي سر سوزن حق دارد بايد از او استفاده كرد. ضمن اينكه اين 11 بازيكن اصلي هيچ مصونيتي نخواهند داشت. هر كس بيشتر تلاش كند در زمين به ميدان ميرود. مطمئن هستم براي قهرماني تمرين ميكنيم و اطمينان دارم ميتوانيم مجددا طرفداران تيم استقلال را خوشحال كنيم. تيمي كه ما بستيم هدفگذاري داشته و اين هدف قهرماني در آسيا است كه در اين مسير قهرماني ليگ و جام حذفي را در پيش رو داريم. هر گز كوتاه نياييد و براي رسيدن به جام نهايت تلاش را بكنيد. اميدوارم آقيان مرفاوي و روته مولر و رحيم پور و ديگر دوستان بتواند تيم را براي مسابقات آماده كنند. در ضمن تاكيد ميكنم آقاي غلامحسين مظلومي مدير تيم هستند و كارهاي پشتيباني در باشگاه صورت ميگيرد حتي اگر نتوانستيد با مسئول پشتيباني ملاقات كنيد ميتوانيد نزد خودم بياييد.
آشتياني در حالي كه حكم مرفاوي را به وي اعطا ميكرد گفت: محض اطلاع بعضي آقايان بگويم كه حرف و حديث به وجود آورند اين حكم درست در روزي كه با مرفاوي به توافق رسيديم آماده بود ولي آن راي براي چنين روي گذاشته بودم كه فكر ميكنم با اين كار سعي كرديم صبوري و ظرفيت بعضي را بالا ببريم تا ديگر عجله نكنند.
در پايان صحبتهاي آشتياني وي براي تيمش آرزوي موفقيت كرد و از آنها خواست با جديت تمرينات خود را پيگيري كنند. علي انصاري عضو هيات مديره استقلال و واعظ آشتياني به شدت از سوي هواداران اين تيم تشويق شدند پس از دقايقي از حضور انصاري وي ورزشگاه را ترك كرد.
صمد مرفاوي به شدت از سوي هواداران تيم استقلال تشويق شد بازيكنان در ابتدا زير نظر سيامك رحيمپور به دويدن پرداخته و سپس در قالب گروههاي دو و سه نفر به پاسكاري روي آوردند.
حسين كاظمي به دليل همراهي تيم اميد در تمرين تيم استقلال غايب بود.
مديرعامل باشگاه پرسپوليس گفت: پرسپوليس آنقدر بدبخت نشده است كه براي تمديد قرارداد با بازيكنان مختلف، التماس كند!
عباس انصاريفرد در گفتوگوي تفصيلي با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پيرامون آخرين وضعيت سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس، اظهار كرد: با منتفي كردن حضور مربي اسپانيايي (بنيتو فلورو سانس) در تيم پرسپوليس كه در چند سال گذشته سابقه قابل توجهي نداشته، چند گزينه ديگر را مدنظر داريم كه پس از انجام مذاكرات، بزودي سرمربي تيم را انتخاب و معرفي خواهيم كرد.
وي در توضيح علت منتفي شدن مربي اسپانيايي در تيمش، تصريح كرد: با بررسي سوابق او كه حدود پنجسال است كه به طور حرفهاي مربيگري نكرده، در جلسهاي با اعضاي كميته فني دريافتيم كه او شرايط لازم را ندارد. ضمن اين كه پس از تحقيقاتي كه خودمان به عمل آورديم، سوابق تحصيلي، پزشكي و ... كه در برخي رسانهها درباره او منتشر شده بود صحت نداشت يا به صورت خيلي جزيي سابقهاي بوده كه خارج از معيارهاي ماست.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا سازمان تربيت بدني براي تامين پول اعضاي كادر فني تيم پرسپوليس سقفي قرار داده است، گفت: بله، تمام تيمهاي دولتي اعم از تيمهايي كه به طور مستقيم زير نظر سازمان تربيت بدني هستند و تيمهايي كه تحت وزارتخانههاي صنايع، راه و ترابري و... تامين اعتبار ميشوند، امسال براي قراردادهاي مربيان و بازيكنانشان به خصوص كادر فني تيم، سقفي دارند اما ظاهرا تنها اين تيم پرسپوليس است كه سعي در رعايت اين سقف دارد چرا كه اكثر تيمهاي دولتي بدون در نظر گرفتن اين مساله اقدام به عقد قرارداد با مربيان و بازيكنان مدنظرشان كردند.
وي افزود: در حال حاضر ما قصد داريم تا ضمن در نظر گرفتن شرايط و سطح كيفي گزينههاي مدنظر سرمربيگري پرسپوليس، حد و حدود مباحث مالي قرارداد را هم با آنچه كه به ما اعلام شده، مطابقت دهيم. همين مساله كار را تا حدودي دشوار و البته زمانبر ميكند.
انصاريفرد در پاسخ به اين سوال كه چه توضيحي براي هواداران پرسپوليس كه اين روزها به خاطر عدم انتخاب سرمربي تيم و ثبت قرارداد بازيكنان براي فصل آتي نگران هستند، داريد به ايسنا گفت: به هواداران پرشور پرسپوليس اعلام ميكنم كه اگر انتخاب سرمربي تيم كمي به طول انجاميده، به دليل آن است كه ميخواهيم فردي را در راس كادر فني قرار دهيم كه در طول فصل هيچ نگراني از بابت مربيگري تيم نداشته باشيم. بالاخره در اين پروسه بايد شرايط را در همه ابعاد سنجيد، ضمن آن كه متاسفانه سنگاندازيهاي بسياري هم در اين زمينه انجام ميشود.
وي ادامه داد: ديگر نميتوانيم نام گزينههاي مدنظرمان را اعلام كنيم چرا كه واقعا عدهاي به دنبال كارشكني در پرسپوليس هستند؛ افراد زيادي چون واسطهها، بدخواهان، فرصتطلبها و كساني كه روزي در پرسپوليس بودند جزو اين گروه قرار دارند. جاي تاسف دارد كه بلافاصله پس از مطرح شدن نام مربي يا بازيكن خارجي، به صورت تلفني، ايميل و... تماس ميگيرند و شرايطي بوجود ميآورند كه اگر قرار بود به طور مثال با 300ميليون تومان به تيم ما بپيوندد، حال ما با رقم 800 ميليوني مواجه ميشويم!
انصاريفرد ادامه داد: هواداران پرسپوليس مطمئن باشند كه سرمربي تيمشان را بزودي معرفي خواهيم كرد و پرسپوليس اين فصل تيمي خواهد بود كه به لحاظ مربي و تركيب بازيكنان، بسيار قدرتمند است و در عمل براي قهرماني وارد مسابقات خواهد شد. از آنها ميخواهم كه به اين جوسازيها و شايعات توجهي نكنند و اخبار را از قول خودمان و از رسانههاي معتبر پيگيري كنند.
مديرعامل باشگاه پرسپوليس همچنين درباره شرايط حضور بازيكناني چون علي كريمي، محسن خليلي، رحمان رضايي، ميثاق معمارزاده و... در اين تيم براي فصل آتي، تصريح كرد: صحبتهاي ضمني با علي كريمي داشتيم و او قرار است يكشنبه (فردا) مذاكرات حضوري با من داشته باشد. خبر پيشنهادات مختلف تيمهاي خارجي براي كريمي را تنها در برخي روزنامهها ديدم و حتي رقم درخواستي او براي عقدقرارداد با پرسپوليس را هم نميدانم كه تمام اين مسايل در جلسه فردا مشخص خواهد شد. همچنين در مذاكراتي با محسن خليلي نظرات او را شنيديم و پيشنهادات مالي و خواستههاي باشگاه را هم به وي اعلام كرديم كه هنوز پاسخي به ما نداده است.
وي افزود: ميثاق معمارزاده هم چنين شرايطي را دارد؛ او جلسات حضوري را نيز با من داشته است اما متاسفانه در برخي روزنامهها ميبينم كه گفته است هنوز تماسي با وي گرفته نشده است. حال يا چنين صحبتي را انجام داده يا به نقل از او نوشتهاند. اما درباره رحمان رضايي نيز بايد بگويم كه باشگاه پرسپوليس تمايلي به ماندن اين بازيكن در تيم ندارد.
انصاريفرد در پاسخ به اين سوال كه به چه علت تمايل به ماندن نيكبخت واحدي در پرسپوليس نداشتيد، به ايسنا گفت: اين بازيكن هم شرايطي مشابه بسياري از بازيكنان ديگر داشت. ما به طور رسمي به نيكبخت اعلام كرديم كه باشگاه تمايل به ماندن وي در تيم دارد اما او به صراحت گفت كه قصد دارد در فصل آتي، حتيالامكان براي تيمي در خارج از تهران بازي كند. گفتوگوها مابين باشگاه و نيكبخت در حضور يك شاهد انجام شده اما نميدانم چرا اين بازيكن شرايط را به گونه ديگري بيان ميكند؟ چرا دلايل ديگري كه كاملا صحت ندارد را براي قطع همكاري با پرسپوليس بيان ميكند؟ براي مثال بازيكنان ديگري چون حسين بادامكي و برخي ديگر كه به نام آنها اشاره كردم هم با ما مذاكره كردند و ضمن اعلام تمايل ما به ماندنشان در پرسپوليس، خواستههاي باشگاه را اعلام كرديم اما رفتهاند و هنوز جوابي ندادهاند. موبايلشان خاموش است و حتي يك تماس هم با باشگاه نميگيرند. ما كه نميتوانيم براي حضور آنها در تيم التماس كنيم! واقعا تيم بزرگي چون پرسپوليس اين قدر بدبخت شده است كه براي تمديد قرارداد با بازيكنان مختلفي در اين سطح، چنين سرنوشتي را داشته باشد؟!
وي خاطرنشان كرد: بسيار خوشحالم كه تاكنون بازيكنان مدنظرمان را جذب كرديم و با برخي از نفرات گذشته هم تمديد قرارداد داشتيم. در حال حاضر هم تمرينات بدنسازي و آمادگي تيم جريان دارد و با اضافه شدن حسين عبدي به جمع تيم كه مهارت لازم را در مباحث فني و آمادهسازي تيم در اين مرحله دارد، اميدواريم به خوبي مهياي مسابقات فصل آتي شويم.
انصاريفرد در ارزيابياش از شرايط حسين عبدي و دليل انتخاب او به عنوان مربي پرسپوليس، به ايسنا گفت: عبدي مربي تحصيلكرده و از قديميهاي پرسپوليس است. او واقعا مربي توانايي است كه مطمئن هستم ميتواند در تيم ما موفق باشد. البته شايد فصل گذشته با تيم داماش وضعيت چندان مساعدي نداشته است اما بايد توجه داشت كه در آن تيم يك نفر تصميمگيرنده نبود و چندين نفر در امور فني و تصميمات آن دخالت داشتند.
مديرعامل باشگاه پرسپوليس از حضور بازيكن عراقي در تيمش خبر داد و درباره آخرين وضعيت جذب بازيكنان خارجي گفت: از چهار سهميه بازيكنان خارجي تنها با يك بازيكن قرارداد بستيم كه آن هم اشپتيم آرفي در خط حمله است. با تحقيقات و مذاكراتي كه داشتيم به احتمال فراوان يك هافبك عراقي نيز به تيم ما خواهد پيوست. همچنين دو بازيكن خارجي ديگر ما هم احتمالا برزيلي خواهند بود كه در حال حاضر هم مشغول فراهم كردن مقدمات حضورشان در تيم هستيم.
وي درباره مشخص شدن اسپانسر فصل آتي پرسپوليس نيز، گفت: مذاكراتي با چندين شركت داخلي و خارجي در اين زمينه داشتيم. متاسفانه با توجه به شرايط اقتصادي فعلي بازار كشور، شركتهاي داخلي تمايل چنداني براي قبول حمايت مالي از تيم پرسپوليس ندارند. در اين رابطه تنها با تكيه به ارتباطات با گزينههاي مختلف خارجي مذاكرات بيشتري داشتيم و تلاش ميكنيم بهترين آنها را براي پرسپوليس در نظر بگيريم. باز هم تاكيد ميكنم كه حتي شركتهاي خارجي هم بنابر صرفه اقتصادي حاضر به قبول اين مسووليت نيستند و اگر هم ميآيند تنها به خاطر ارتباطاتهايي است كه با آنها داشتيم.
وي همچنين از برگزاري جلسه مطبوعاتي در آينده نزديك خبر داد و گفت: در نشست خبري به طور مفصل برنامهها و اقدامات پايهاي و آكادميك پرسپوليس را تشريح خواهم كرد؛ اينها اقداماتي هستند كه براي پرسپوليس ماندگار خواهند بود؛ حال چه من باشم و چه نباشم.
انصاريفرد در پايان گفت: به هواداران واقعي پرسپوليس اطمينان ميدهم كه تيم خوب و پرقدرتي را در فصل آتي از پرسپوليس خواهند ديد. اين روزها واقعا كارشكنيها عليه پرسپوليس بسيار است و عدهاي هم سعي مي كنند ما را در برابر عمل انجام شده قرار دهند. آنها بدانند كه شرايط به اين شكل است كه باعث شده تا اطلاعرساني ما هم درباره انتخاب مربيان و بازيكنان تيم، محدود شده است.
انتهاي پيام
آشتياني براي برآورده كردن اين روياي آبي از همان الگوي مديريتي پيروي ميكند كه سال قبل هم تلاش كرد آن را در باشگاه جا بيندازد. "نظم" كلمهاي سه حرفي كه در طول مصاحبه دو ساعته با امير رضا واعظي آشتياني تكرار شد، الگوي مديريتي مديرعامل باشگاه استقلال است و او مي خواهد با استفاده از همين الگو، حاشيه را از تيم پرحاشيه استقلال دور كند اما، آيا او با طرح مخالفت با منتقدان ورود سياسيون به ورزش ميتواند حاشيهها را از بين ببرد؟
شايد حرفهاي آشتياني و انتقاد علني او از مخالفان ورود سياسيون به ورزش حاشيه جديدي را در فوتبال ما به وجود بياورد. او ميگويد: «مخالفان ورود سياسيون به ورزش ميگويند مديري كه وارد ورزش ميشود بايد راه خريد داور را بلد باشد، بايد بداند كه چگونه براي تشويق شدن به ليدرها پول داد و...»
مشروح گفتوگو با اميررضا واعظي آشتياني در زير ميآيد:
** بازگشت به فصل گذشته
باشگاه استقلال هم ساختار دارد و هم اين كه هر كس در جايگاه خودش قرار دارد و هم تلاش ميشود كه نظم و انضباط وجود داشته باشد. در عين حال اين تلاش انجام ميگيرد كه افراد به گونهاي عمل نكنند تا حاشيهها وارد تيم شود. من در نشستي كه در روزهاي آينده با بازيكنان، كادرفني و كليهي كادر اجرايي باشگاه خواهم داشت، اين مساله را يادآور ميشوم كه هر كس بداند چه وظيفهاي دارد و هر كس تلاش كند تا وظيفهي خودش را به خوبي انجام دهد. اگر افراد در جايگاه خود به بهترين نحو وظايف خود را انجام دهند طبيعي است كه كارها براساس تعاريفي كه صورت گرفته، پيش ميرود. مواقعي پيش ميآيد كه در تشكيلاتي افراد در جاي خود قرار ميگيرند اما، نميدانند چه كاري را با چه تعريفي انجام دهند و اين ايجاد مشكل ميكند. در بعضي از دستگاهها هم شاهد هستيم كه افراد در جايگاه خود قرار ندارند. پس در جايگاه قرار گرفتن يك فاكتور مهم است و فاكتور دوم مهم اين است كه افراد وظيفهشان را انجام دهند. ما در باشگاه استقلال تلاشي 10 ماهه را آغاز كرديم تا به اين سمت برويم كه هر كس وظيفهاش را به بهترين نحو انجام دهد.
**نگاهي كه منطقي نيست
بايد يك واقعيت را بپذيريم و آن اينكه موفقيت يك تيم را نميتوان به نام يك نفر ثبت كرد. مديرعامل وقتي جايگاه خود را بشناسد و به وظايف خود بپردازد، همان امتيازي بدست ميآيد كه اگر يك كارمند، يك بازيكن يا يك سرمربي در جايگاه خود وظايفش را انجام ميدهد. شما شاهديد كه افرادي علاقهمند هستند موفقيتهاي يك تيم را منتسب به مديرعامل باشگاه يا به سرمربي كنند كه فكر ميكنم اين نگاهي منطقي نيست. وقتي يك تيم قهرمان ميشود، همهي اجزاي يك باشگاه وظيفهشان را به خوبي انجام دادهاند و اگر يك تيم نتيجه نميگيرد، نشان دهندهي اين است كه اجزاي باشگاه وظايف خود را به خوبي انجام ندادهاند. با اين حال اگر ما بخواهيم سرنوشت يك سرمربي يا يك مدير را صرفا به ساق پاي يك بازيكن گره بزنيم، منصفانه نيست. چه بسا كه امكان دارد آن بازيكن در جايگاه خود نتوانسته وظيفهي خود را به خوبي ايفا كند. بنابراين متوليان فني تيم از جمله سرمربي و كادر فني بايد آسيب شناسي كنند. ميخواهم بگويم وقتي استقلال فصل گذشته قهرمان شد، اين قهرماني را در درجهي اول مديون حمايت هواداران خود ميداند و نكتهي دوم تعامل و هماهنگي است كه با وجود نواقص موجود توانست تيم را به نتيجهي مناسب برساند و در اين بين نميتوان لطف خدا را هم ناديده گرفت.
** يادآوري روزهاي آخر بازي سرنوشت
همواره قاطعانه وقتي به اين باور رسيدم كه استقلال قهرمان ميشود با باوري قلبي مدام تاكيد ميكردم كه استقلال قهرمان ميشود. 48 ساعت پيش از آخرين بازيمان در مصاحبهاي گفتم استقلال قهرمان ميشود و روسياهي براي كساني ميماند كه تلاش كردهاند استقلال قهرمان نشود. بايد اين صحبت را تحليل كرد. اگر استقلال قهرمان نميشد، آشتياني چه پاسخي داشت. پاسخ من اين است كه به تيم اعتقاد قوي داشتم و باور داشتم كه استقلال قهرمان ميشود. با اين حال وقتي از افراد مختلف سوال ميشد كه چند درصد براي استقلال شانس قهرماني قائل هستيد، بعضيها ميگفتند 30 درصد. من تعجب ميكردم آنها با چه فرمولي به اين اعداد رسيده بودند. اگر كمترين آگاهي به فرمول رياضي و آماري داشته باشيم، خيلي راحت ميتوانستيم بگوييم كه شانس استقلال براي قهرماني 50 درصد است. استقلال بايد پيام را ميبرد و ذوب آهن بايد ميباخت. پس اينجا مشخص ميشود كه چه كسي اعتقاد داشت استقلال قهرمان ميشود و چه كسي اعتقاد نداشت. من از فرمول حرف ميزنم نه حرفهاي احساسي است و بيپايه.
مصاحبههايم هم موجود است. نميتوان كتمان كرد كه چه كسي به قهرماني استقلال باور داشت. جالب اينجاست چهار هفته مانده به پايان ليگ يك روز از دوستي سوال كردم استقلال براي مقام چندمي بسته شده است كه او هم با صراحت گفت براي پنجمي يا ششمي. من هم روز اولي كه به استقلال آمدم، چنين ارزيابي داشتم. اما، رفتار و رويه به گونهاي تعريف شد كه هر كس در جايگاه خود كار كند. علت اينكه آن تيمي كه به تحليل آن روز بايد پنجم يا ششم ميشد اما، قهرمان شد اين است كه آدمها در جايگاه خود قرار گرفتهاند. من بايد اينجا انصاف به خرج بدهم. ذوب آهن نايب قهرمان ليگ شد و به مقام قهرماني در جام حذفي رسيد. وقتي به تيم ذوب آهن نگاه ميكرديم متوجه ميشويم كه آنها تيم كاملا يك دستي داشتهاند. در استقلال هم شرايطي به وجود آمد كه به تيم يكدستي تبديل شد. تيم به لحاظ درون زمين و كارهايي كه بايد انجام ميشد، يكدست شد و در نهايت به قهرماني رسيد و من بار ديگر از همهي اجزاي تيم و باشگاه تشكر ميكنم. اينكه اين قهرماني در زمان مديريت بنده يا يك مدير يا يك بازيكن اتفاق افتاده، افتخاري بزرگ است. اما، ميخواهم پاسخ افرادي را بدهم كه ميگفتند "بعضيها دلشان نميخواهد كه استقلال قهرمان شود". آنها منظورشان از بعضيها ما بوديم. اما، مصاحبهها نشان ميدهد كه چه كسي به قهرماني استقلال اعتقاد داشت و چه كساني با ياس ميگفتند شانس استقلال براي قهرماني 30 درصد است. هم اكنون هم براي حضور در فصل جديد نقاط ضعف را به نقاط قوت تبديل كردهايم و بدون اينكه جنجال و حاشيهاي درست كنيم، بازيكنانمان را جذب كردهايم. نقاط ضعف را تقويت كرديم و نقاط مثبت را حفظ كرديم و اميدواريم در فصل جديد ليگ برتر استقلال سنت شكني كرده و از قهرماني خود دفاع كند.
** در انتظار خرق عادت قهرمان
در بيشتر تيمهاي دنيا وقتي تيمي قهرمان ميشود، نميتواند در سال بعد اين عنوان را تكرار كند. شايد برخي اين را به بيثباتي در مديريتها ربط بدهند. اما، مديراني كه پس از قهرماني از مجموعه جدا ميشوند اين تصميم به نفع خودشان است. آنها به عنوان "مدير قهرمان" از باشگاه جدا ميشوند! شايد اين جابهجايي تاثير داشته باشد؛ اما، نكات ديگري هم وجود دارد. شايد بازيكنان فصل گذشته علاقهاي به همكاري مجدد نداشته باشند. ضمن اينكه حضور بازيكنان جديد هم باعث ميشود كه پروسهي هماهنگي بازيكنان به تاخير بيانجامد. شايد غرور هم بازيكنان را بگيرد؛ اما، نبايد نكتهاي را فراموش كرد و آن آلودگيهايي است كه در فوتبال ما وجود دارد. اصلا هنر بعضيها در خريدن يك سري آدمهاست. آنها در گوشه و كنار عواملي دارند و با مذاكراتي كه اين عوامل انجام ميدهند سرنوشت يك تيم را تغيير ميدهند!
** تاييد خريد آدمها در فوتبال ايران!
من شخصا باورم اين است كه فوتبال ايران نياز به نوسازي دارد. اين نوسازي بدين معنا نيست كه صرفا آدمها عوض شوند بلكه بايد فكرها هم تغيير كند و رويهها هم عوض شود. معتقدم بايد مجموعهي عوامل اجرايي كه ليگ را اداره ميكنند، بايد به لحاظ اقتصادي تامين باشند تا افراد نتوانند اين جسارت را پيدا كنند تا با پيشنهاداتي اين مجموعه را تحت تاثير قرار دهند. بنده اعتقاد دارم كه فوتبال ما آلودگيهايي دارد. در مسابقات ليگ قهرمانان آسيا كه سال گذشته استقلال در آن حضور داشت، در يكي از بازيهاي استقلال كه در تهران برگزار شد، يك نفر آمد و به من گفت كه داور مسابقه آماده است كه فلان قدر بگيرد و به سود شما سوت بزند. آن داور از يكي از كشورهاي تازه استقلال يافته بود. وقتي چنين آدمهايي در فوتبال ما هستند كه به بنده كه هيچ وقت به چنين افرادي روي خوش نشان نميدهم، چنين پيشنهادي ميدهند شما حساب كنيد كه در فوتبال ما چه اتفاقاتي در حال رخ دادن است. اين اتفاقات جاي تاسف دارد. اين جور آدمها هم كم نيستند. افرادي هستند كه با وجود غير فوتبالي بودنشان چهرهي فوتبالي به خود ميگيرند. اين خطري جدي است. نميدانم فدراسيون فوتبال و مديران باشگاهها چه تدبيري ميخواهد داشته باشد.
** فدراسيون جزيرهاي اداره ميشود
معتقدم فدراسيون فوتبال بايد ابتدا درون خود را هماهنگ كند. متاسفانه اين هماهنگي را در مجموعهي فدراسيون فوتبال نميبينيم. شما نميتوانيد زماني كه درون خودت آشفته بازار است به دنبال همكاري و هماهنگي با تشكيلات بيروني باشي. اين شدني نيست. معتقدم كه فدراسيون بايد نظم و انضباطي در درون براي خود تعريف كند و در اين صورت است كه ميتوان به انضباط كلي اميدوار بود. اگر بنا باشد هر كس جزيرهاي كار كند و هر كس تصميمات خود را بگيرد، مطمئن باشيد فدراسيون نميتواند به موفقيت برسد. من صحبتهايي را كه اخيرا از سوي مسوولان فدراسيون مطرح شده، شنيدهام. اين حرفهاي جديدي است كه در فوتبال ما ميشنويم. اين جزيرهاي فكر كردن است. رييس فدراسيون بايد حرف اول و آخر را بزند. هيات رييسه جايگاهش محفوظ است. اما، اعضاي هيات رييسه حق ندارند در خارج از جلسهي هيات رييسه چيزي را به رييس فدراسيون تكليف كنند. سازمان ليگ زير مجموعهي فدراسيون فوتبال است. اينكه ميگويم فدراسيون جزيرهاي اداره ميشود، همين است. فدراسيون فوتبال مانند تمامي فدراسيونها داراي هيات رييسهاي است و اين اعضاي هيات رييسه تنها ميتوانند در جلسات نظرات خود را اعلام كنند و به محض اينكه از اتاق بيرون ميروند ديگر حق اظهارنظر ندارند. تعجب ميكنم بعضيها اين مفاهيم را خوب نميدانند. شايد بخشي از رفتارهايي كه از فدراسيون ميبينيم به تساهل و تسامح بازگردد. هيات رييسه جايي است كه اگر نظري داشته باشد، آن را براي تصويب به جلسه ميآورد. اما، اينكه چگونه عمل ميشود، ديگر ربطي به هيات رييسه ندارد. مهم اين است كه دارد كارها انجام ميشود. اينكه ميگويند كميتهي انضباطي اين طور ميگويد، سازمان ليگ آن جور عمل ميكند، آن يكي ميگويد مدرك نداريم، آن يكي ميگويد مداركي وجود دارد، آن طرف ميگويد من منشور دارم و آن طرف جواب ميدهد كه به من ربطي ندارد نشان از آشفتگي فدراسيون فوتبال دارد. اقتدار مديريتي در هر تشكيلات و سازماني مهم است. من يكه تازي را قبول ندارم و ادارهي يك مجموعه به صورت تك بعدي منطقي نيست. اما، حرفهايي كه ميزنم منافاتي با قاطعيت ندارد. قاطعيت بايد باشد. مدير بايد به موقع تصميم بگيرد، به موقع حرف بزند و به موقع از مواضعش دفاع كند و در زمان خودش از نقطه نظرات ديگران هم استفاده كند.
** منشور اخلاقي، سازمان ليگ و ابهامات فراوان
معتقدم طرح مسالهي منشور اخلاقي كه توسط سازمان ليگ مطرح شد، شروع خوبي براي مقابله با آلودگيهاي فوتبال است. اما، نبايد در اين كار ديگر تساهل و تسامح به خرج داد. چرا مربياي كه مساله دارد را به فدراسيون دعوت ميكنيم و از او امضا ميگيريم؟ يا او متخلف است يا نيست. اما، اينكه فرد متخلف را دعوت ميكنيم و از او امضا ميگيريم به هيچ وجه كار درستي نيست. من بايد به شجاعت يك مربي محروم اشاره كنم. او با شجاعت اجازه داد كه اسمش را فدراسيون اعلام كند اما، چرا فدراسيون اسم ديگران را نميگويد؟ يعني بايد در بحثي با چنين اهميتي طرف مقابل رضايت بدهد تا اسمش را اعلام كنيم؟ ما كه ميدانيم افراد چه كساني هستند. اما، بگذاريد مردم هم بدانند كه اين اسطورههايشان چه كساني هستند و چه رفتاري داشتهاند. اينها افرادي هستند كه فوتبال را به يقهي خود منگنه كردهاند. به بازيكنان هم بايد بگوييم كه شما چنين مشكلاتي داشتيد و به خاطر همين مشكلات محروم شديد. از آن طرف "شريفي" ميگويد كسي بالاي 150 امتياز منفي نگرفته و ازآن طرف ميگويند ميخواهيم بازيكنان خاطي را محروم كنيم. من متوجه اين تناقضها نميشوم. من از راديو شنيدم كه مجري برنامه از عزيزمحمدي پرسيد كه چرا اسم خاطيان را اعلام نميكنيد كه محمدي گفت: آنها راضي نيستند و سپس مجري گفت مگر آنها بايد راضي باشند، اين حرف كاملا درستي است. مگر اين افراد قتل يا كار نامشروع كردهاند كه اسمشان را اعلام نميكنيم. بهتر است خيلي شفاف بياييم بگوييم به اين دلايل بايد اين مربيان يك سال استراحت كنند. مگر درمورد مربياي كه نامش اعلام شد چه گفتيم. بگوييد از كدام افراد امضا گرفتيد. من با امضا گرفتن موافق نيستم اما، حالا كه گرفتيد بياييد بگوييد كه اين افراد چه كساني هستند تا مردم بدانند. شايد بين آنها اسطورههاي پوشالي باشند كه خودشان را پنهان ميكنند و با روابطي كه دارند، خودشان را پنهان ميكنند. آيا اينجا حق مربياي كه نامش اعلام شد تضييع نميشود؟ من مدافع يا وكيل مدافع او نيستم؛ اما، ميخواهم بگويم كه بايد شفافسازي كنيم.
** دفاع از فوتبال پاك در مجمع فدراسيون فوتبال
من عضو مجمع فدراسيون فوتبال هستم. من حق راي دارم و از حقوق باشگاهها دفاع ميكنم. حرفم را خواهم زد با كسي هم تعارف ندارم. هر كس ميخواهد از من خوشش بيايد و هر كس ميخواهد بدش بيايد. بايد واقعيتها را گفت. اگر ميخواهيم همه با هم فوتبال پاك را بسازيم بايد تعارفات را كنار بگذاريم. مشكل اصلي فوتبال ما تعارفات است. هيچ كس نميخواهد خودش را به تعبير خودمان "بده" كند. مگر ما بايد واقعيتها را براساس خوش آمدن يا بد آمدن ديگران بگوييم؟ من آدمهايي را ميشناسم كه خودشان را آزاده و رك معرفي ميكنند اما، رك گوييشان طوري است كه تنها به نفع خودشان است. ميتوانيم بدون منفعت حرفهاي سالم و اثربخش بزنيم. سوالم اين است كه چرا امثال مجيد جلالي بايد بدون تيم بمانند و چرا فلان آقا بايد امضا بدهد و با گرفتن تيمي به چند صد ميليون پول برسد؟ جلالي چه كم داشت؟ كارنامهي او كارنامهي روشني است. من مدافع جلالي نيستم. ولي ميگويم ميـوانيم از افرادي استفاده كنيم كه حرفي براي گفتن دارند و اخلاقشان ميتواند براي فوتبال مفيد باشد. بايد امثال مجيدي كنار گود باشند و بعد مربياني بيايند كه حرفهشان زدوبند است، حرفهشان بازيكن خريدن است و حرفهشان اين است كه داور را بخرند و به بازيكن حريف بگويند سوتي بده و ما سال آينده تو را ميخريم. كارشان اين است كه به بازيكنان حريف زنگ ميزنند و آنها را تخريب روحي ميكنند. آنها يك تيم دارند و هر كدام از اعضاي تيمشان نقشي را ايفا ميكنند. چه زماني ميخواهيم به اين ابهامات پاسخ بدهيم؟
** اين فوتبال نتيجهي اتفاقات باشگاههاست
من در بخشي از صحبتهايم به فدراسيون انتقاد كردم؛ اما، اينجا ميخواهم از فدراسيون دفاع كنم. همه به دنبال اين هستيم كه بيابيم علت افت فوتبال ايران چيست. همه روي فدراسيون فوتبال متمركز شدهاند؛ اما، مگر فدراسيون بازيكن ساز است. وظيفهي فدراسيون ساماندهي تيمهاي ملي است. در باشگاههاي ما چه اتفاقي ميافتد؟ اتفاقاتي كه در باشگاهها ميافتد باعث شده كه فوتبال ما به چنين وضعي دچار شود. چرا بايد 9 دروازهبان خارجي در فوتبال ايران حضور داشته باشند؟ برويد و بگرديد تا مشخص شود چند بازيكن نوك حمله تربيت كردهايم. تيم ملي تقصيري ندارد چرا كه بازيكني ملي تحويل تيم ملي ندادهايم. ميگويند بازيكن گران نخريد. فردي از گوشهاي ميگويد ما بودجه داريم. همه ميدانند كه شما چه بودجهي كلاني داريد؛ اما، اين مهم نيست، بازيكن گران ميخريد تا چه اتفاقي بيفتد. گران ميخريد كه بازيكنان چه قيمتي شوند؟
** هزينه هنگفت براي مديران
تا زماني كه مديران ما به ميزهايشان چسبيدهاند و براي ماندن به افراد مختلف متوسل ميشوند، وضعي بهتر از اين نخواهيم داشت. نه در فوتبال بلكه در تمامي بخشهاي مختلف مدير بايد فارغ از ميزش باشد. مدير اگر يك روز مدير باشد بايد آن يك روز را مديريت كند. اين نوع مديريت بسيار بهتر از اين است كه 10 سال مدير باشد ولي به اندازهي يك روز هم نتواند زير مجموعهاش را مديريت كند. يكي از آفتها خود ما مديرانيم. قبلا اين مساله را گفتهام. سرمربيان، مديران و دلالان عامل گراني بازيكنان هستند و نقش مديران و سرمربيان بيشتر از دلالان است. سرمربي تازه اگر حسن نيت داشته باشد و پشت پرده اتفاقي نيفتاده باشد، فهرستي را به مدير ميدهد و ميگويد من به اينها نياز دارم. مدير هم با قيمتهاي گزاف اين بازيكنان را خريداري ميكند. متاسفانه در فوتبال ما اين مساله جا نيفتاده كه جمع كردن شاه مهرهها عوارضي به همراه دارد.
** برنامههاي استقلال براي ريشه كن كردن آفتهاي فوتبال
از زماني كه به استقلال آمدم باورم اين بود كه بايد استقلال را از حالت مصرف كننده صرف خارج كنيم. در مقطعي استقلال بازيكناني را توليد كرد و آنها را هم صادر كرد؛ اما، اين روند متوقف شد. باورم اين است كه بايد به اين كار شدت ببخشيم. بايد بازيكنان جوان را به تيم بزرگسالان وارد كنيم. اگر شما به مربيان پيش از انقلاب نگاه كنيد ميبينيد كه بعضي از آنها با چه جسارتي اين كار را كردند و با اين كار چه جوانان شايستهاي به فوتبال ايران معرفي شدند. پس از انقلاب هم "دهداري" اين جسارت رابه خرج داد و زماني كه تعدادي از بازيكنان تيم ملي را تحريم كردند، بازيكناني را به تيم ملي دعوت كرد كه اثرگذار بودند. امروز هم بايد مديران ما اين جسارت را داشته باشند. حضور بازيكنان جوان هم به لحاظ اقتصادي و هم به لحاظ فني بسود باشگاههاست. برهمين اساس اگر به تمرينات استقلال نگاه كنيد، ميبينيد پنج بازيكن جوان در كنار بازيكنان بزرگسال تمرين ميكنند. من به شما قول ميدهم اين پنج بازيكن آيندههاي استقلال هستند. تمرين كردن كنار بازيكنان بزرگ ترس را از آنها ميگيرد. با هماهنگيهايي هم كه با دكتر معيني انجام دادهايم، در شش هفت استان كشور مدرسهي فوتبال استقلال راهاندازي خواهد شد.
** اختيار تام مرفاوي در انتخاب دستياران
به غير از مظلومي كه به عنوان مدير در استقلال منصوب كردهام، ساير دستياران مرفاوي به انتخاب خود او بودند. حتي مولر را هم با مشورت او انتخاب كردم. گرافت هم پيشنهاد مولر به مرفاوي بود. به مرفاوي سه روز وقت دادم كه دربارهي او فكر كند و در پايان او گفت من اين آدم را با اين مشخصات ميپسندم. از مرفاوي سوال كنيد كه بنده در انتخاب كدام همكارش دخالت كردم. ياد گرفتهام در كار مربي دخالت نكنم و كسي را تحميل نكنم. اين رويه را هم چهار سال در فدراسيون دوچرخهسواري دنبال كردم. ميتوانيد از سرمربي سابق تيم ملي كه يك فرد آلماني بود، اين مساله را بپرسيد. هم اكنون هم مرفاوي مسووليت دارد. حتي موقعي كه در حال مذاكره با مولر بوديم مرفاوي هم حضور داشت. من از او پرسيدم نظرت دربارهي مولر چيست، او گفت خيلي خوب است. من ميتوانستم با مشاورانم دربارهي مولر صحبت كنم اما، با مرفاوي حرف زدم. هم اينكه براي او احترام قائل شدم و هم اينكه ميخواستم بگويم كه مولر انتخاب توست. ما رفتار منطقي و اخلاقياي را در پيش گرفتهايم و فقط ميدانم كه قلعهنويي دچار توهم شده و اين توهم را ديگران براي او درست كردند. سناريويي نوشتند و به دست او دادند. ايشان فكر ميكند كه ما براي او دشمن هستيم. بگذريم از اينكه در برنامهي آخر 90 و فلش بكي كه در برنامه گذاشته شد قلعهنويي چه صحبتهايي را انجام داد و البته آن صحبتها مويد اين است كه شخصيت من كجا و شخصيت ايشان. علاقهاي به بازگشايي ديگر مسايل ندارم. من براي او در تيم جديدش آرزوي موفقيت ميكنم و انتظار دارم دوستان ايشان هم رعايت مسايل اخلاقي را داشته باشند چرا كه اگر بنا باشد رعايت مسايل اخلاقي انجام نشود، ما هم رفتار مشابه را با ادبياتي جديد انجام خواهيم داد. اميدوارم سپاهان نتيجه بگيرد، ضمن اينكه استقلال قهرمان شده و بايد تلاش كنيم كه با لطف خدا و همكاري مجموعهي باشگاه اين مقام را تكرار كنيم.
ادامه دارد...


